معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن میمون،
مکنی به ابوالخیر. وزیر متقی خلیفهٔ عباسی و
او را از وزارت جز نام نبود و بزودی معزول
شد. (تجارب السلف ص ۲۱۹). و ابن الطقطقی
گوید: ثم استوزر [ المتقی ] اباالخیر احمدبن
محمدبن میمون و لم یکن له سوی الاسم من
الوزارة و لم یکن له سیرة تؤثر ثم جرت امور
اَدت الی القبض علیه و الی عزله. (الفخری
ص ۲۱۱).