معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن موسی بن
العباس، مکنی به ابومحمد. ابن جوزی در
منتظم ذکر او آورده است و گوید: او توجه
بامر اخبار و تواریخ داشت و تولیت حسبهٔ
سوق الرقیق می کرد. ابن جوزی از وی روایت
کرده است. وفات احمد در محرم سال ۳۲۴
هـ .ق . بوده است. (معجم الأدباء ج ۲ ص ۶۶).