معنی و تعریف
[ عُ رْیْ ] (ع مص) برهنه گردیدن. (منتهی الارب). برهنه گردیدن و کندن پوشاک خود را. (از ناظم الاطباء). برهنه شدن. (المصادر زوزنی) (دهار): عری الرجل من ثیابه؛ آن مرد لباسهای خود را کند، و در این صورت وی را عارٍ و عُریان گویند و تأنیث آن عاریة و عریانة باشد. (از اقرب الموارد). عُریة. رجوع به عریة شود. || عری من العیب؛ از عیب ایمن گشت، و چنین شخصی را عَرٍ گویند. (از اقرب الموارد).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
عری
شماره: 215852
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ عُ رْیْ ] (ع مص) برهنه گردیدن. (منتهی الارب). برهنه گردیدن و کندن پوشاک خود را. (از ناظم الاطباء). برهنه شدن. (المصادر زوزنی) (دهار): عری الرجل من ثیابه؛ آن مرد لباسهای خود را کند، و در این صورت وی را عارٍ و عُریان گویند و تأنیث آن عاریة و عریانة باشد. (از اقرب الموارد). عُریة. رجوع به عریة شود. || عری من العیب؛ از عیب ایمن گشت، و چنین شخصی را عَرٍ گویند. (از اقرب الموارد).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
215852
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی