معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن عامربن
فرقد القرشی الاندلسی. یکی از شاگردان
شلوبین. او مدتی بمصر میزیست و سخت
بعسرت معیشت دچار بود سپس بشام و بعد از
آن بحلب رفت و هم بقاهره بازگشت و
بتدریش اشتغال ورزید. او راست: شرح
فصول ابن معطی. و وفات او بقاهره به سال
۶۸۹ هـ . ق. بود. و مؤلف روضات گوید: در
نحو از بهاءبن النحاس امثل است و سیّی ء
الخلق بود. رجوع بروضات الجنات ص ۸۶
س ۱ شود.