معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن عاصم.
ابوسهل حلوانی. محمدبن اسحاق الندیم ذکر
او آورده و گوید: میان او و ابوسعید سکری
خویشی نزدیک است از این رو او کتابهای
ابوسعید را روایت کند و غالباً کتب مزبور
بخط او که نهایت بد نویسد بدست آید. او
راست: کتاب مجانین الادباء. و رجوع به
حلوانی ابوسهل احمدبن محمد... شود.