معنی و تعریف
[ عَ ] (اِخ) یکی از قبائلی است که
انساب عرب بدان منتهی شود. مورخان
متفق اند بر آنکه آن از فرزندان اسماعیل بن
ابراهیم است و معظم اهل حجاز به عدنان
منسوبند بدین ترتیب که عدنان معد، از معد
نزار و از نزار، ربیعه و مضر پدید آمد و بطون
مضر و ربیعة بسیار شدند بدین ترتیب که از
ربیعة بنو اسد و عبدقیس و عنزة و بکر و تغلب
و وائل و اراقمه و دائل و جز آن منشعب شدند
و قبائل مضر بدو شعبه منشعب گردید یکی
قیس بن عیلان بن مضر دیگر الیاس بن مضر از
قیس بن عیلان غطفان و سلیم و از غطفان
بغیض و عبس و ذبیان، و فرع آنها پدید آمد و
از سلیم بهتة و هوازن پدید آمدند از الیاس
تمیم و هذیل و اسد و بطون و کنانة منشعب
شدند و از کنانة قریش منشعب شد و خود
قریش منشعب به شعبی شدند مانند جمح،
سهم، عدی، مخزوم، تمیم، زهره، عبدالدار
اسدبن عبدالعزی و عبدمناف و از عبدمناف
عبدشمس، نوفل، مطّلب و هاشم آمدند و از
هاشم رسول اللََّه (ص)، و عباسیون آمدند و از
عبد شمس بنو امیه آمدند و بدین وسیله بطون
عدنان در سرتاسر حجاز تهامة، نجد، عراق و
یمن منتشر شدند حضرت رسول در مقام
انتساب وقتی که به یمن رسید توقف کردند و
گفتند نسابون دروغ گویند و از عدنان تجاوز
نمیکرد. (از اعلام زرکلی).