معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن بشربن سعد
المرثدی ابوالعباس. خطیب ذکر او آورده و
گوید: کنیت او ابوعلی است و وفات وی بصفر
سال ۲۸۶ هـ . ق. بوده است و ابن بنت الفریابی
گفته است که وفات او به ۲۸۴ هـ . ق. است و از
علی بن الجعد و هیثم بن خارجه سماع دارد و
از وی ابوبکر شافعی و جز او روایت کنند و
عبدالرحمان بن یوسف ثنای او گوید و ابن
المنادی گوید او یکی از ثقات است و محمدبن
اسحاق الندیم گوید کنیت او ابوالعباس الکبیر
است و او همان کس است که ابن رومی در امر
سمک با وی بمداعبه مکاتبه دارد. و مرثدی
متولی مکاتبات خاص موفق بود و او راست
از کتب: کتاب الانواء و این کتاب در غایت
حسن است. کتاب رسائل او. کتاب اشعار
قریش. و یاقوت گوید ابوبکر صولی در کتاب
الاوراق تکیه اش بر همین کتاب بوده و از آن
انتحال کرده است و من در اخبار صولی متذکر
این معنی شده ام. رجوع به معجم الادباء، چ
مارگلیوث ص ۵۷ شود.