معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن اسحاق بن
ابراهیم همدانی. مکنی به ابوعبداللََّه و معروف
به ابن الفقیه یکی از اهل ادب. محمدبن
اسحاق در کتاب خویش ذکر او آورده و گوید،
او راست: کتاب البلدان نزدیک هزار ورقه واز
کتب دیگران گرفته و کتاب جیهانی را یکباره
بغارتیده است. و کتاب ذکر الشعراء المحدثین
و البلغاء منهم و المفحمین. و شیرویه گوید:
محمدبن اسحاق بن ابراهیم فقیه پدر این احمد
و پدر ابوعبید الاخباری از ابراهیم بن حمید
بصری و غیر او روایت کرده است و پسر وی
ابوعبداللََّه از پدر خویش محمدبن اسحاق
روایت کند. و باز شیرویه گوید: احمدبن
احمدبن (؟) محمدبن اسحاق بن ابراهیم
الاخباری کنیتش ابوعبداللََّه و لقب وی حالان
و معروف به ابن الفقیه است و از پدر خود و
ابراهیم بن حسین بن دیزیل و محمدبن ایوب
رازی وابوعبداللََّه حسین بن ابی السرح
اخباری و جماعتی دیگر روایت کرده و از او
ابوبکربن لال و ابوبکربن روزنه روایت کنند.
و ذکر تاریخ وفات وی نکرده است. و رجوع
به ابن الفقیه و رجوع به معجم الادباء ج ۲
ص ۶۳ شود.