معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن
محمودبن دلویه استوائی نیشابوری. مکنی به
ابوحامد. وفات او به سال ۴۳۴ هـ . ق. وی از
اهل استوا قریه ای به نیشابور است و از آنجا
به بغداد شد و شاگردی دارقطنی کرد و تاگاه
مرگ بدانجا ببود و از دست قاضی ابوبکربن
الطیب الباقلانی قضاء عکبرا داشت و درفقه
پیرو مذهب شافعی و در اصول تابع طریقهٔ
اشعری بود و در شناسائی ادب و عربیت بهره
داشت و روایت قلیلی دارد و خطیب گوید او
صدوق بود و من از املاء وی نوشته ام و چون
درگذشت تن وی بشونیزیه بخاک سپردند. و
استوا مولد او قریه ای است از نیشابور. یاقوت
گوید: دلوی ادیبی فاضل بود و بعض کتب
بخط او دیده میشود که غالباً از صحت نقل و
جودت ضبط و اعتبار خط وی حاکی باشد.
رجوع به معجم الادباء ج ۲ ص ۱۰۵ شود.