معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن
نصربن میمون بن مردان الاسلمی الکفیف
النحوی. مکنی به ابوعمرو. ابن فرضی گوید:
او از اهل قرطبة و باشکابة معروف است. وی
از قاسم بن اصبغ و محمدبن محمد الخشنی و
جز آن دو سماع دارد. و مردی صالح و عفیف
بود و تربیت و ادب از رؤسا و پادشاهان
داشت و بشب یازدهم شوال سال ۲۹۰ هـ . ق.
در گذشت.