معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن
محمدبن خلف الشریشی النحوی الصوفی
الامام العارف العلامة. یکی از علمای نحو و از
اکابر صوفیهٔ زمان خویش و صاحب قریحهٔ
شعر است. و از اشعار اوست:
لو لم تکن سبل الهدی ببعیدة
لا تنتهی الابعرمة ماجد
لتوارد الضدان ارباب العلا
والأرذلون علی محلّ واحد.
و او راست: کتاب توجیه الرسالة و کتاب
رسالة التوجیه. کتاب النوار السرایة. و کتاب
سرایة الانوار. و نظم کتاب عوارف الهدی و
هدی العوارف و کتاب فی السماع. وفات وی
در حدود ششصد و چهل و اند بود.