معنی و تعریف
[ بِ رُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) اعتبار. جاه. آبرو: آب رخ زآب پشت بگریزد کآب پشت آب رویها ریزد.سنائی. در جستن نان آب رخ خویش مریزید در نار مسوزید روان از پی نان را.سنائی. خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز کآن حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند. خاقانی.
- آب رخ بردن کسی را؛ آبرو ریختن او را.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب رخ
شماره: 215
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بِ رُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) اعتبار. جاه. آبرو: آب رخ زآب پشت بگریزد کآب پشت آب رویها ریزد.سنائی. در جستن نان آب رخ خویش مریزید در نار مسوزید روان از پی نان را.سنائی. خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز کآن حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند. خاقانی.
- آب رخ بردن کسی را؛ آبرو ریختن او را.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
215
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی