معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن ابی عبید
العبدی الهروی القاشانی مکنی به ابوعبید یکی
از اکابر علماء و افاخر ادبا. سیوطی ذکر او در
طبقات النحاة آورده است و گوید او شاگرد
ربیع بن سلیمان و نفطویه و ابن السراج است و
درک صحبت ابن درید نیز کرده بود لکن از او
روایتی ندارد و او را قرامطه اسیر گرفتند و
روزگاری دراز در اسارت آنان ببود و صاحب
وفیات گوید احمد صحبت شیخ ابومنصور
محمدبن احمدبن ازهربن طلحةبن نوح
الشافعی اللغوی مشهور بازهری هروی را
دریافت و تلمذ او کرد و فواید جمّه از وی فرا
گرفت و تخریج احمد بدست او بود و از
مصنفات اوست: کتاب النافعة در لغت عرب و
کتاب الغریبین که در آن جمع میان تفسیر
غریب القرآن و حدیث نبوی کرده است و این
کتاب در همهٔ آفاق اسلامی شهرت یافت و از
او عبدالواحد الملیحی و ابوبکر اردستانی
روایت کنند و صاحب طبقات النحاة، کتاب
تفصیل ولاة هراة را نیز بدو نسبت کرده است
و بعضی کنیت او را ابوعبداللََّه و برخی
ابوالقاسم گفته اند و حق همان است که ابن
خلکان گوید و در نسخهٔ کهن از الغریبین که
در کتابخانهٔ مؤلف است نام او در اول کتاب
بدین صورت است: اخبرنا الشیخ الادیب
ابوعبید احمد بن محمد الهروی ... (روضات
الجنات ص ۶۷). و رجوع به ابوعبید احمدبن
محمد ... شود.