معنی و تعریف
[ هَ / هِ ] (اِ مرکب) هر جا که آب در آن گذرد از رود و جوی و مسیل و مانند آن. گذرگاه سیل. (فرهنگستان زمین شناسی): خاک خور، گو پس از این روح طبیعی تا من آب راهه ش ز گذرگاه جگر بربندم. سیف اسفرنگ.
|| راه آب. مجری. آوره. آب راه. فرخور. || نهری یا رودی که در نهر یا رود دیگر ریزد. رافد. رافده.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب راهه
شماره: 214
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ هَ / هِ ] (اِ مرکب) هر جا که آب در آن گذرد از رود و جوی و مسیل و مانند آن. گذرگاه سیل. (فرهنگستان زمین شناسی): خاک خور، گو پس از این روح طبیعی تا من آب راهه ش ز گذرگاه جگر بربندم. سیف اسفرنگ.
|| راه آب. مجری. آوره. آب راه. فرخور. || نهری یا رودی که در نهر یا رود دیگر ریزد. رافد. رافده.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
214
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی