معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن کامل بن [ خلف بن ]
شجرةبن منصور بن کعب بن زیدالقاضی
البغدادی. مکنی به ابوبکر. خطیب از ابن کامل
نقل کند که او گفت مولد من به سال ۲۶۰ هـ . ق.
بود. وفات وی در محرم ۳۵۰ هـ . ق. است و او
در شارع عبدالصمد یکی از اصحاب محمدبن
جریر طبری منزل میگرفت و وقتی از دست
ابوعمر محمد بن یوسف متقلد قضاء کوفه شد.
وی عالم باحکام و علوم قرآن و نحو و شعر و
ایام الناس و تواریخ و اصحاب حدیث بود و
در بیشتر این علوم وی را مصنفات است و
بقول ابن الندیم از جملهٔ آن کتب است: کتاب
غریب القرآن. کتاب القراآت. کتاب التقریب
فی کشف الغریب. کتاب موجز التأویل عن
حکم التنزیل. کتاب التنزیل. کتاب الوقوف.
کتاب التاریخ. کتاب المختصر فی الفقه. کتاب
الشروط الکبیر. کتاب الشروط الصغیر. کتاب
البحث و الحث. کتاب امهات المؤمنین. کتاب
الشعر. کتاب الزمان. کتاب اخبار القضاة. و او
را مذهبی خاص است. خطیب گوید: ابن کامل
از محمدبن سعد عوفی و محمدبن جهم
سمری و ابوقلابهٔ
رقاشی و احمدبن ابی
خیثمه و ابواسماعیل الترمذی روایت کند و
دارقطنی و ابوعبداللََّه مرزبانی از او روایت
کنند و از او ما را ابن رزقویه و غیر او حدیث
کنند. ابن رزقویه گوید چشمان آدمی چون
اوئی را ندید و آنگاه که سال عمرش بهشتاد
رفت برای ما این بیت انشاد کرد:
عقد الثمانین عقد لیس یبلغه
الاّ المؤخر للاخبار و الغیر.
و باز گوید، قاضی ابن کامل از شعر خود این
دو بیت ما را بخواند:
صرف الزمان تنقل الأیام
و المرء بین محلل و حرام
و اذا تقشعت الامور تکشفت
عن فضل ایام و قبح انام.
و از دارقطنی حال ابن کامل پرسیدند گفت او
متساهل بود و چه بسا حدیثی را از حفظ
میگفت که در کتابش نبود و عجب و پندار وی
را هلاک کرد او از هر مذهب چیزی می گرفت
وائمهٔ اربعه را بچیزی نمیشمرد. از دارقطنی
سؤال کردند که آیا او بمذهب محمدبن جریر
است گفت نه بلکه او مخالف ابن جریر بود و
خود مذهبی خاص اختیار کرد وکتابی در سیر
املا کرد و بر مذهب اختیار رفت. خطیب
ابوالفضل عبیداللََّه بن احمدبن عبداللََّه
المنصوری بما خبر داد از ابومنصور
موهوب بن جوالیقی و او از ثابت بن بندار و او
از ابوعلی حسن بن احمدبن شاذان و او از
ابواحمدبن کامل بن شجرة القاضی در سال
۳۴۹ هـ . ق. و او از عبداللََّه بن احمدبن عیسی
المقری المعروف بالفسطاطی و او از احمد ابن
سهل ابوعبدالرحمان و او از سعدبن زنبور که
گفت: من با جماعتی بدرخانهٔ فضیل بن
عیاض شدیم و اجازهٔ دخول خواستیم و وی
رخصت نکرد بعضی گفتند که او بیرون
نخواهد آمد جز آنکه آیتی از قرآن شنود با ما
مردی مؤذن و بلند آواز بود باو گفتیم آیتی از
قرآن تلاوت کن و او بر خواند: الهاکم التکاثر
... و آواز بر کشید. گوید درینوقت فضیل پدید
آمد در حالی که ریش وی از بسیاری گریه تر
بود و رکوئی بدست داشت که اشکهای
خویش پاک میکرد و این قطعه خواندن
گرفت:
بلغت الثمانین او جزتها
فماذا اؤمل او انتظر
اتانی ثمانون من مولدی
و بعد الثمانین ما ینتظر
علتنی السنون فابلیننی
و سپس گریه گلوی وی بگرفت و علی بن
خشرم که با ما بود بقیت قطعه را بپایان برد و
گفت:
فدقت عظامی و کل البصر.
سپس قاضی احمدبن کامل گفت من به سال
۲۶۰ هـ . ق. بزادم و این بیت قرائت کرد:
عقد الثمانین عقد لیس یبلغه
الاّ المؤخرللاخبار و الغیر.
(معجم الادباء ج ۲ ص ۱۶).
و رجوع به ابن کامل ابوبکر احمد ... شود.