معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن فضل. خوندمیر در
حبیب السیر (ج ۱ ص ۳۱۹) آرد: محمدبن
طاهر چون پدرش وفات یافت بمقتضاء حکم
و اشارت مستعین در بلاد خراسان فرمانفرما
شد .... و در ایام دولت او یعقوب بن لیث صفار
در ولایت سیستان قوی شده لشکر بهرات
کشید و عامل محمد را از آنجا بیرون کرده
محمد از فوشنج که دارالملک طاهریان بود
گریخت. در خلال این احوال احمدبن فضل با
برادر خود و بعضی دیگر از اعیان سیستان از
یعقوب بن لیث گریخته التجا بدرگاه محمدبن
طاهر بردند و یعقوب ایلچیان جهت طلب
ایشان به نیشابور فرستاد. محمد آن جماعت
را مراجعت نداد ضمیمهٔ کدورت خاطر
یعقوب شده در سنهٔ تسع و خمسین و مأتین
روی توجه بجانب نیشابور نهاد و احمدبن
فضل این خبر شنوده بدار الاماره رفت تا
محمدبن طاهر را از کیفیت حادثه آگاه گرداند.