معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن عیسی خراز مکنی به
ابوسعید. صاحب صفة الصفوة گوید: جنید
گفت اگر از ما آن خواهند که ابوسعید خراز بر
او بود هر آینه همگی هلاک شده ایم. علی
گوید: از ابراهیم از حال ابوسعید پرسیدم گفت:
او چندین سال خرازی کردی یعنی مشک
دوختی و هیچگاه میان دو خرزه [ کوک ]
حق از اوفوت نشد. نقل است که او گفت: من
ظن انه ببذل الجهد یصل فمتمن و من ظن انه
بغیر بذل الجهد یصل فمتعن. و هم او گوید:
ذنوب المقربین حسنات الابرار و هم او گفت:
المعرفة تأتی القلوب من جهتین من عین
الجود و من بذل المجهود. و هم گفت: العافیة
سترت البر و الفاجر فاذا جاءت البلوی یتبین
عندها الرجال. و ابوسعید از عبداللََّه بن ابراهیم
غفاری و ابراهیم بن بشار صاحب ابراهیم بن
ادهم باسناد روایت کند و او صحابت بشربن
الحارث و سری و ذوالنون و ابوعبداللََّه
الساجی و ابا عبید بسری و امثال آنان کرده
است و وفات او در ۲۷۷ هـ . ق. و بعضی گویند
بسال ۲۸۶ بوده است. (صفةالصفوه ج ۲
ص ۲۴۵). و نیز وفات او را به سالهای ۲۸۵ و
۲۸۷ ذکر کرده اند و رجوع به ابوسعید خراز
احمد... شود.