معنی و تعریف
[ ظُ / ظُ فُ / ظِ ] (ع اِ) ناخن. ج، اظفار،
اظافیر. || کلیل الظُفر و مقَلّمُ الظُفر؛ مرد
سست بددل و ذلیل خوار. || ناخنهٔ چشم.
|| کمان سوای بستنگاه زه کمان و یا گوشه
و نوک کمان. پس گوشهٔ کمان. (مهذب
الاسماء). || ما بالدّار ظُفر؛ احدی در خانه
نیست. || رأیتهُ بظفره، أی بنفسه؛ دیدم خود
او را. || {/Bکُلَّ ذِی ظُفُرٍ۶-۸۶:۱۴۶/}(قرآن
۶/۱۴۶). در قرآن کریم، شامل ذوات المناسم
از انعام و ابل باشد، چه منسم به جای ناخن
آنان باشد. ذوظفر؛ صاحب مخلب و چنگال از
مرغان و صاحب حافر از دواب و صاحب
ناب از سباع. (مهذب الاسماء).