معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن علی بن هبةاللََّه بن
الحسن بن علی الزوال بن محمدبن یعقوب بن
حسین بن عبداللََّه المأمون بن الرشید، معروف
به ابن المأمون و اصل زوال در نسبت او زول
بوده است بمعنی مرد شجاع و آن در السنه
تغییر یافته و زوال شده است. یاقوت گوید: او
درنحو شاگرد علی بن منصور الجوالیقی بود و
خطی نیکو داشت و آنگاه که بحبس مستنجد
بود ۸۰ مجلد کتاب تألیف کرد و بر فصیح فی
اللغة ثعلب شرح نوشت و نیز کتابی جمع کرد
بنام اسرار الحروف و آنگاه که مستضی ء
بخلافت رسید احمد را رها کردند و مرتبت
قضاوت پیشین او بدو محول داشتند مولد او
۵۰۹ هـ . ق. و وفات ۵۸۶ بود. (روضات
الجنات ص ۸۲). رجوع به احمدبن علی بن
مأمون و رجوع به ابن مأمون شود.