معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن عضدالدوله مکنی به
ابوالحسن. برادر ابوالفوارس شیرذیل. در
ترجمهٔ تاریخ یمینی (ص ۳۱۱) آمده است که
صمصام الدوله ... چون ایام عزا [ ی پدر ]
منقضی شد بجای پدر بنشست و بتدبیر ملک
و رعایت رعیت مشغول شد و ابوالفوارس
شیرذیل که برادر او بود و از وی بزرگتر در
شهر واشهر مقیم بود و چون خبر وفات پدر
باو رسید بفارس آمد و علی بن نصرهارون را
که وزیر عضدالدوله بود بگرفت و اموال و
بقایای اعمال که در تصرف او بود بستد و
باهواز آمد و برادر خویش ابوالحسن احمد
بن عضدالدوله را از آن خطه براند و ببصره
رفت.