معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن عبدالمؤمن شریشی
القیسی النحوی. مکنی به ابوالعباس. صاحب
بغیة گوید که: ابن عبدالملک آورده است که
شریشی مبرز در معرفت نحو و حافظ لغات و
ذاکر آداب و کاتب بلیغ و فاضلی ثقه بود. و در
طلب علم سفرها کرد او از ابوالحسن بن نخبة
و مصعب ابن ابی رکب و ابن خروف و خلق و
از وی ابن الایار و ابن فرثون و ابوالحسن
رعینی روایت کنند. و او درس لغت و ادب و
عربیت و عروض کرد و وی راست: سه شرح
کبیر و صغیر و متوسط بر مقامات حریری و
شرحی بر ایضاح و شرحی بر عروض الشعر و
علل القوافی و شرح جمل و مختصر نوادر
قالی و جز آن. و وفات وی به شریش در
ذیحجهٔ سال ۶۱۹ هـ . ق. بود و رجوع به
شریشی شود.