معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن عبدالمنعم دمنهوری.
ملقب بشهاب الدین عالم متفنن مصری متولی
مشیخت ازهر و استاد طب و حکمت و
ریاضی. او راست: ایضاح المبهم مما فی
السلم، شرحی است بر سلم المرونق که
ارجوزه ای است در منطق از اخضری. و حلیة
اللب المصون بشرح الجوهر المکنون شرحی
است برجوهر المکنون فی الثلاثة فنون که
ارجوزه ای است در علوم بلاغت، ملخصی از
تلخیص مفتاح السعادهٔ سکاکی، از اخضری. و
شرح استعارات سمرقندیه. وفات او۱۱۹۲
هـ . ق. در حدود صد سالگی بوده است. و
رجوع به اکتفاء القنوع بما هو مطبوع ص ۲۰۵
و ۳۵۸ و ۳۶۱ شود.