معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بغدادی.
معروف به حبش. یکی از علمای هیئت و
نجوم معاصر مأمون و معتصم خلیفه. او را سه
زیج است: یکی بر مذهب سندهند که فزاری و
خوارزمی هر دو بمخالفت آن برخاسته اند.
زیج دوم زیج ممتحن است که پس از دقت در
ارصاد و تطبیق محسوب با مرصود حرکات
فلکی نوشته است. و سومی زیج صغیر
موسوم بزیج شاه است. دیگر کتاب عمل
باصطرلاب. و رجوع به حبش کاتب ... و
احمدبن عبداللََّه مروزی البغدادی شود.