معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن مسلم بن
قتیبة الدینوری الکاتب. مکنی به ابوجعفر. پدر
او عبداللََّه یکی از مشاهیر اکابر علماء وقت
خویش و صاحب تصانیف است، اصلاً از اهل
دینور و بقولی از مردم مرو و مولد وی و
پسرش احمد هر دو به بغداد بود. وی در
جمادی الآخرهٔ سال ۳۲۱ هـ . ق. بمصر درآمد
و هم بدانجا در آنوقت که منصب قضا داشت
بسال ۳۲۲ هـ . ق. بماه ربیع الاول درگذشت. او
همهٔ تصانیف پدر خود عبداللََّه بن مسلم را
روایت کند. و از او ابوالفتح المراغی النحوی و
عبدالرحمان بن اسحاق الزجاجی و غیر آن دو
روایت کنند.ابویعقوب یوسف بن یعقوب بن
خرّزاد نجیرمی فارسی گوید که احمدبن
عبداللََّه در مصر همهٔ کتب پدر خویش را از
حفظ حدیث کرد و هیچ یک از آن کتب با وی
نبود. یاقوت گوید گمان میکنم ابوالحسین
المهلبی راوی این قول باشد. و ابوسعیدبن
یونس گوید: احمدبن عبداللََّه بن مسلم بن قتیبة
در ۳۲۱ هـ . ق. بمصر درآمد و همان سال
تولیت قضاء مصر وی را دادند و در ۳۲۲ در
حالی که قاضی مصر بود درگذشت. رجوع به
معجم الادباء یاقوت ج ۱ ص ۱۶۰ و
روضات الجنات ص ۴۴۷ س ۲۴ و الموشح چ
مصر ص ۳۶۴ شود.