معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن
عبدالرحیم بن سعیدبن ابی زرعهٔ قمی برقی
مولی الزهری. او از موالی بنی زهر و مکنی به
ابوبکر و از مردم برقه قریه ای به شهرستان قم
است و به ابوبکر برقی معروف است. یاقوت
گوید دیگری نیز از مردم برقهٔ قم
هست احمدبن محمد و تمیز این دو بر من
مشکل است لکن چنانکه یافتم نقل کردم و
شک نیست که این دو از یک خاندانند و
خدای تعالی داناتر است. و احمد را دو برادر
دیگر بود و هر سه برادر از اهل علم باشند
یکی ابوبکر احمد و دیگری ابوسعید
عبدالرحیم و سومین احمد صاحب ترجمه و
هر سه از عبدالملک بن هشام روایت مغازی
کرده اند و در کتاب اصفهان حمزه در فصلی
که ذکر اهل ادب و لغت کند گوید: احمدبن
عبداللََّه برقی از رستاق برق رود قم است و او
یکی از روات لغت و شعر است. وی در قم
اقامت گزید و برادرزادهٔ او ابوعبداللََّه برقی
بدانجا خروج کرد سپس ابوعبداللََّه باصفهان
رفت و در اصفهان توطن گزید. و باز یاقوت
گوید در کتاب جمهرةالنسب خواندم که ابن
حبیب گوید: مرا خبر داد ابوعبداللََّه برقی (و او
اعلم مردمان قم بود به نسب اشعریین) که ابن
کلبی در سه حی از احیاء اشعریین بخطا رفته
است و این سه این است: لسن، و صحیح آن
اسن است و مراطة، و صحیح آن امراطة است
و زکاز و صحیح آن رکاز است.