مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آکنده گوش
2092
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ کَ دَ / دِ ]
(ص مرکب)
اصمّ. کر. مجازاً، اندرزناپذیر. که پند ننیوشد: فراوان سخن باشد آکنده گوش نصیحت نگیرد مگر در خموش.سعدی. پریشیده عقل و پراکنده هوش ز قول نصیحتگر آکنده گوش.سعدی. بفریاد تا برنداری خروش سخن نشنود مرد آکنده گوش.؟
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آکنده گوش
شماره: 2092
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ کَ دَ / دِ ]
(ص مرکب)
اصمّ. کر. مجازاً، اندرزناپذیر. که پند ننیوشد: فراوان سخن باشد آکنده گوش نصیحت نگیرد مگر در خموش.سعدی. پریشیده عقل و پراکنده هوش ز قول نصیحتگر آکنده گوش.سعدی. بفریاد تا برنداری خروش سخن نشنود مرد آکنده گوش.؟
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
2092
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری