معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن عبدالسیدبن شعبان.
ابوالعباس ملقب به صلاح الدین اربلی. حاجب
ملک معظم مظفرالدین بن زین الدین صاحب
اربل. او مردی ادیب و شاعر بود. ملک معظم
وقتی بر وی خشم گرفت و محبوس کرد اما
بزودی او را رها ساخت و احمد بشام نزد
ملک مغیث رفت و پس از وفات او در مصر
بخدمت ملک کامل پیوست پس از چندی
ملک بر وی متغیر گردید و بحبس او فرمان
داد و باز بر سر رضا آمده او را بمقام و رتبهٔ
اول برگردانید و چون انبرور صاحب صقلیه
بساحل شام آمد ملک کامل او را بسفارت نزد
انبرور فرستاد و احمد قواعد مصالحه با او
مقرر داشت و از او پیمان بستد به سال ۶۲۶
هـ . ق. و هنگامی که ملک کامل بغزای روم
میرفت احمد در معسکر از دنیا برفت نزدیک
سویدا و در رها مدفون شد (سال ۶۳۱). وی را
دیوان شعری است و نیز دیوانی مخصوص به
دوبیتی دارد. و مؤلف کشف الظنون در ذیل
دیوان صلاح الدین وفات او
رااحدی وثلاثین وثلثمائة (۳۳۱ هـ . ق.).
آورده است و این غلط است.