معنی و تعریف
[ طَ زَ ] (نف مرکب) طبال. نقاره چی. دُهُل زن. (آنندراج). طبلچی : زیغ بافان را با وشی بافان ننهند طبلزن را ننشانند بر رودنواز.ابوالعباس. بر لب آب، مطربان ترمذ و زنانِ پایکوب و طبلزن، افزون سیصد تن دست به کار بردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۳۹).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
طبل زن
شماره: 208308
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ طَ زَ ] (نف مرکب) طبال. نقاره چی. دُهُل زن. (آنندراج). طبلچی : زیغ بافان را با وشی بافان ننهند طبلزن را ننشانند بر رودنواز.ابوالعباس. بر لب آب، مطربان ترمذ و زنانِ پایکوب و طبلزن، افزون سیصد تن دست به کار بردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۳۹).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
208308
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی