معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن الصندید العراقی.
شاعری عراقی مکنی به ابومالک. یکی از
علمای ادب و شعر. او شعر معرّی را از وی
روایت کرده است و او را بر شعر معرّی
شرحی است و وی را با حصری مناقضاتی
بوده است. احمدبن صندید به اندلس رفت و
به بنوطاهر پیوست و رؤسا و اکابر وقت را
مدح گفت.