مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آکندگی
2083
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ کَ دَ / دِ ]
(حامص)
پُری. انباشتگی. امتلاء معده. رودِل.
||
جمعیت، مقابل پراکندگی و تفرقه : روزگار چندان جمعیت و آکندگی را بتفرقه و پراکندگی رسانید. (تاریخ طبرستان).
-
آکندگی بازو یا ران و جز آن؛ گوشتناکی او.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آکندگی
شماره: 2083
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ کَ دَ / دِ ]
(حامص)
پُری. انباشتگی. امتلاء معده. رودِل.
||
جمعیت، مقابل پراکندگی و تفرقه : روزگار چندان جمعیت و آکندگی را بتفرقه و پراکندگی رسانید. (تاریخ طبرستان).
-
آکندگی بازو یا ران و جز آن؛ گوشتناکی او.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
2083
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری