معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن شعیب علی حافظ
مکنی به ابوعبدالرحمان و ملقب به نسائی و او
راست: السنن الکبیرة والمجتبی که ملخصی
از آن کتاب و یکی از صحاح ستّه است و نیز
مناسک النسائی. وفات وی به سال ۳۰۲ یا
۳۰۳ هـ . ق. بود و خوندمیر در حبیب السیر
(ج ۱ ص ۳۰۰) آرد که در سنهٔ ثلاث وثلثمائة
ابوعبدالرحمان احمدبن شعیب النسائی که
یکی از صحاح ستّه مصنّف اوست بعالم
آخرت شتافت و در تصحیح المصابیح
مسطور است که نسائی در اول حال کتابی
مبسوط در علم حدیث تألیف کرده آن را سنن
کبری نام نهاد و بعد از اتمام آن نسخه روزی
بعضی از امرا از وی پرسیدند که جمیع
احادیثی که در آن کتاب نوشته ای صحیح
است جواب داد که نی. گفتند پس تو برای ما
کتابی در سلک تحریر منتظم گردان که
احادیث آن تمام صحیح باشد او آنگاه
صحاحی را که حالا مشهورست تصنیف کرده
موسوم به مجتبی گردانید و غرض علما هرگاه
نویسند که: «رواه النسائی و اخرجه النسائی»
حدیث است که در مجتبی مکتوبست در
بعضی از نسخ بنظر درآمده که نوبتی نسائی به
دمشق رسید و بعضی از متعصبان آن بلده نزد
او مجتمع گشتند و التماس نمودند که حدیثی
در باب فضایل معاویه برای ما روایت کن.
نسائی گفت: معاویه با ما سر بسر راضی
نیست؟ آن مردم از شنیدن این سخن
خشمناک گشته نسائی را ایذاء بسیار کردند.
وفات نسائی در وقتی که از مصر به دمشق
میرفت در بلدهٔ رمله اتفاق افتاد -انتهی. او
راست: اغراب شعبة علی سفیان و سفیان علی
شعبة فی الحدیث و نیز مسند مالک و مسند
علی (ع). رجوع به ابوعبدالرحمان احمد و
رجوع به نسائی شود.