معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن داود ملقب به
نظام الدین (خواجه). از وزرای میرزا شاهرخ.
مؤلف حبیب السیر آرد: در شهور سنهٔ
تسع عشروثمانمائه میرزا بایسنقر بعضی از
اطوار ناپسندیدهٔ او [ سید فخرالدین وزیر ] را
معلوم نمود وخواجه نظام الدین احمدبن داود
را شریکش ساخته بمنصب وزارت نصب
فرمود و چون خواجه احمدبن داود بحدّت
طبع و لطافت ذهن اتصاف داشت باندک
زمانی بر کماهی مهمات و معاملات سید
فخرالدین وقوف یافت گاهی بجدّ و احیانا
بهزل سخنان غریب و کلمات عجیب در سید
میپرداخت و دست سید از وفور تغلب کوتاه
گشته از غصهٔ این قصه بی آرام شد و نیز
خوندمیر گوید: در اوایل ایام سلطنت خاقان
سعید [ شاهرخ ] خواجه غیاث الدین سالار
سمنانی و سید فخرالدین احمدبن داود گاهی
به استقلال و گاهی بشرکت بمنصب وزارت
سرافراز بودند... و چون خواجه احمد داود به
عالم آخرت انتقال فرمود خواجه غیاث الدین
پیراحمد در آن امر استقلال یافت. رجوع
بحبط ۲ صص ۱۷۹ -۱۹۴ و ص ۲۰۸ شود.