معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن خواجه مودود
(خواجه). متولد به سال ۵۰۷ هـ . ق. او پس از
وصول بسن رشد و مرتبهٔ تمیز در قصبهٔ
چشت قائم مقام پدر بزرگوار خود گشت و
مدتی بترتیب مریدان و مستعدان قیام کرد و
شبی حضرت رسالت پناه صلی اللََّه علیه وآله را
در خواب دید که فرمود ای احمد تو مشتاق ما
نیستی ما مشتاق توایم بنابر آن احمد یار
موافق پیدا کرده روی بمدینهٔ طیبه آورد و بعد
از طواف روضهٔ مقدسهٔ حضرت خیرالانام
(ص) و گذاردن حج الاسلام مراجعت فرموده
به بغداد شتافت و در خانقاه شیخ شهاب الدین
سهروردی فرودآمد شیخ او را تعظیم بسیار
نمود و ناصر خلیفه بنابر خوابی که دیده بود
خواجه احمد را طلبیده وظایف اکرام و احترام
بتقدیم رسانید و مبلغی برسم تحفه بنظر
خواجه احمد درآورد و آنجناب جهت خاطر
خلیفه اندکی از آن برداشته چون از مجلس
بیرون آمد همه را بفقرا قسمت کرده بخراسان
توجه فرمود وفات او در اوایل اوقات ناصر
فی سبع وستین وخمسمائه بود. رجوع بحبط ۱
ص ۳۱۴ و رجوع به ترجمهٔ احمد چشتی
شود.