معنی و تعریف
[ کِ ] (ع ص، اِ) خورنده. ج، آکلین : زآنکه تو هم لقمه ای هم لقمه خوار آکل و مأکولی ای جان هوش دار.مولوی.
- امثال:
دنیا آکل و مأکول است. || مَلِک. سلطان. پادشاه.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آکل
شماره: 2069
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ کِ ] (ع ص، اِ) خورنده. ج، آکلین : زآنکه تو هم لقمه ای هم لقمه خوار آکل و مأکولی ای جان هوش دار.مولوی.
- امثال:
دنیا آکل و مأکول است. || مَلِک. سلطان. پادشاه.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2069
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی