معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن حکم حفصون. عالمی
مدقق و در منطق بصیر و از علوم فلسفی مطلع
و طبیبی معروف است. او نزد حاجب جعفر
صقلی میزیست و بر خواص او مسلط بود
جعفر او را طبیب خاص مستنصرباللََّه کرد.
پس از وفات جعفر او از حلقهٔ اطبای درباری
کناره کرد و تا گاه وفات شغلی نورزید. (عیون
الانباء ج ۲ ص ۴۶).