معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن حامدبن محمدبن
عبداللََّه بن علی بن محمودبن هبةاللََّه آلُه ملقب
بعزیزالدین و مکنی به ابونصر مستوفی عم
عماد کاتب اصفهانی از رجال دولت
سلجوقی. تولد او در اصفهان به سال ۴۲۷
هـ . ق. او در آخر عمر خزانه دار سلطان
محمودبن محمدبن ملکشاه بود و چون دختر
سنجربن ملکشاه در حبالهٔ سلطان محمود بود
و نزد او وفات یافت سنجر خواهر و نفایسی
که همراه دختر فرستاده بود از محمود مطالبه
میکرد و محمود منکر بود در این هنگام از
ترس اینکه احمدبن حامد صاحب ترجمه
برخلاف او شهادت دهد او را دستگیر کرده از
بغداد بتکریت فرستاد و در آنجا او را بقتل
رسانید (۵۲۵ هـ . ق.). رجوع به ابن خلکان
ج ۱ ص ۶۴ شود. و قفطی در تاریخ الحکماء
گوید: حکیم ابوالحکم عبداللََّه بن مظفر مغربی
صحبت او [ یعنی صاحب ترجمه را ] اختیار
کرد و وی او را بطبابت بیمارستانی که در
عسکر سلطانی بر چهل شتر حمل میشد،
منصوب کرد. رجوع به تاریخ الحکماء
ص ۴۰۵ و رجوع به ابونصر احمدبن حامد...
شود.