معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن جمیل بن الحسن بن
جمیل مکنی به ابومنصور. یاقوت گوید: او
ادیبی اریب و فاضلی کامل و صاحب بسط ید
در نظم و نثر بود و از مردم بغداد است و در
باب الازج خانه داشت. ابوالفرج بن الجوزی
در ذیل ترجمهٔ صدقةبن الحسن ذکر او آورده
است و گوید او صاحب فضل و عارف به ادب
بود و او را کتاب مقاماتی است مقابل مقامات
حریری. و در ربیع الآخر سال ۵۷۷ هـ . ق.
درگذشت.