معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن جابر مکنی به
ابی بکر. وی شیخی فاضل در طب و مردی
حلیم و عفیف و طبیب مستنصرباللََّه بود و همهٔ
اولاد ناصر بدو اعتماد داشتند و بتعظیم و
تبجیل و معرفت حقش میکوشیدند و نیز نزد
رؤسا مؤتمن بود و او ادیبی فهیم بود و بخط
خویش کتب بسیار در طبّ و مجامع و فلسفه
بنوشت و زمانی دراز بزیست. (عیون الانباء
ابن ابی اصیبعه ج ۲ ص ۴۶).