معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن توفیق. اصلاً از مردم
گیلان پدرش منلا توفیق در ایران حکمت و
ریاضیات آموخت پس از آن بمملکت
عثمانی منتقل شد و بعد از تقلبات چند
بقسطنطنیه رفت و با ارکان دولت آشنا گردید
تا سال ۱۰۱۰ هـ . ق. درگذشت و فرزندش
احمد صاحب ترجمه، معروف بتوفیقی زاده
یکی از فضلای روم است و در بسیاری از
مدارس آنجا تدریس کرد تا بقضاء سلانیک
منصوب شد و آنگاه در سال ۱۰۴۰ بقضای
شام و پس از چندی بقضای مصر و سپس
ادرنه مأمور گردید و بدانجا به سال ۱۰۵۱
درگذشت.