معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن الیاس. اصلاً ایرانی و
از نژاد کرد و از مردم شهرزور بود. پدرش به
دمشق هجرت گزید و احمد بدانجا بزاد و ابتدا
در مدرسهٔ سمیساطیه طباخ بود و ضمناً بفرا
گرفتن علوم ادب پرداخت در لغت عرب و
شعر و ادب چنان مهارت یافت که او را
ارجانی صغیر و قاموس ماشی می گفتند، پس
از آن بقسطنطنیه رفت و چندی ندیم یکی از
ارکان دولت بود، سپس بطرابلس و مصر و
دمشق شد. و در حلب به سال ۱۱۶۹ هـ . ق.
درگذشت.