معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن اسکندر رومی. کاتب.
نزیل دمشق. محبّی گوید: او در صنعت انشاء
تفوق داشت زیرا که سه زبان عربی و فارسی
و ترکی را کامل میدانست و انشاء مقبول بزبان
ترکی آن است که از سه زبان مرصع باشد و در
سایر علوم ماهر بود چنانکه از اعلام وقت
شمرده میشد. وفات او اندکی پس از هزار در
دمشق بوده است.