معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدبن
عبداللََّه بن حسن فارسی مقری ادیب. نزیل
نیشابور. مکنی به ابوحامد. او مصنفات کثیره
در قراآت گرد کرد و حاکم گوید: از عباد بود و
سالها در خانهٔ ابواسحاق مزکّی برای تأدیب
اولاد وی اقامت داشت. و او را در مولد
خویش بفارس از اصحاب ابوالأشعث و
عمربن شبة و اقران آن دو سماع بود. و در
نیشابور به سال ۳۴۶ هـ . ق. درگذشت و باز
حاکم گوید: ابوحامد فارسی مرا روایت کرد از
ابوالحسین بن زکریا که گفت من نزد ابوبکر
محمدبن داودبن علی اصفهانی فقیه بودم و او
بیکی از دوستان خود این ابیات می نوشت:
جعلت فداک قد طال اشتیاقی
و لیس تزیدنی الّا مطالا
کتبت الیک استدعی نوالاً
فلم تکتب الیَّ نعم و لالا
نصحت لکم حذاراً ان تعابوا
فعاد علیَّ نصحکمُ وبالا
سأصبر ان اطعت الصّبر حتی
یملّ الصبر او تهوی الوصالا.