معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن ابّان بن السیّد اندلسی
لغوی. یاقوت در معجم الادباء (ج ۱ ص ۳۶۴)
آرد: او از ابوعلی القالی و دیگر دانشمندان
بلاد خویش علم آموخت و عالم حاذق و
ادیب بود و بقول ابوالقاسم خلف بن
عبدالملک بن بشکوال القرطبی در تاریخ
خویش، به سال ۳۸۲ هـ . ق. وفات یافت
واحمد مشهور به صاحب الشرطة است.
ابونصر حمیدی در آخر کتاب خویش در باب
من یعرف باحد آبائه ابن سید گوید: او در لغت
وعربیّت امام بود و به ایام مستنصر میزیست.
و مصنف کتاب العالم فی اللغة است در حدود
صد مجلد که بترتیب اجناس از فلک آغاز و
به ذرّه ختم کرده است و نیز در عربیّت کتاب
العالم و المعلم علی المسئلة والجواب و کتاب
شرح کتاب الأخفش و کتب دیگر دارد و
ابومحمد علی بن احمد نام آن کتب آورده و او
را ثنا گفته است -انتهی. و افلیلی از وی
روایت کند. و نیز او راست شرحی بر الکتاب
سیبویه. و رجوع شود به روضات الجنات
ص ۶۵ و طبقات النحاة و یاقوت ج ۱ ص ۳۶۴.