معنی و تعریف
[ چَ / چِ ] (ترکی، اِ) اَخْچه. اَقْچه. زر یا سیم مسکوک، و توسعاً، هر مسکوکی : وز پی آن تا زند سکه به نام بقاش میزند از آفتاب آقچه موزون فلک.خاقانی. آقچه زر گر هزار سال بماند عاقبتش جای هم دهانهٔ گاز است.خاقانی. شاهد طارم فلک رست ز دیو هفت سر ریخت بهر دریچه ای آقچه زرّ شش سری. خاقانی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آقچه
شماره: 2019
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ چَ / چِ ] (ترکی، اِ) اَخْچه. اَقْچه. زر یا سیم مسکوک، و توسعاً، هر مسکوکی : وز پی آن تا زند سکه به نام بقاش میزند از آفتاب آقچه موزون فلک.خاقانی. آقچه زر گر هزار سال بماند عاقبتش جای هم دهانهٔ گاز است.خاقانی. شاهد طارم فلک رست ز دیو هفت سر ریخت بهر دریچه ای آقچه زرّ شش سری. خاقانی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2019
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی