مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احمار
20168
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
کودک سرخ زادن.
||
احمارِ دابّه؛ علف دادن دابه تا متغیر شود بوی دهن وی. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احمار
شماره: 20168
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
کودک سرخ زادن.
||
احمارِ دابّه؛ علف دادن دابه تا متغیر شود بوی دهن وی. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
20168
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری