معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) قرق کردن . ممنوع کردن. || قرق یافتن جائی را. || حمایت کردن. || نگهداری کردن از چیزی حرام. || گرم کردن، چنانکه آهن را در آتش. || گرم و سوزان گردانیدن. (منتهی الارب). || لوش در چاه کردن. (تاج المصادر). لای انداختن در چاه.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احماء
شماره: 20164
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) قرق کردن . ممنوع کردن. || قرق یافتن جائی را. || حمایت کردن. || نگهداری کردن از چیزی حرام. || گرم کردن، چنانکه آهن را در آتش. || گرم و سوزان گردانیدن. (منتهی الارب). || لوش در چاه کردن. (تاج المصادر). لای انداختن در چاه.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
20164
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی