مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احماء
20164
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
قرق کردن . ممنوع کردن.
||
قرق یافتن جائی را.
||
حمایت کردن.
||
نگهداری کردن از چیزی حرام.
||
گرم کردن، چنانکه آهن را در آتش.
||
گرم و سوزان گردانیدن. (منتهی الارب).
||
لوش در چاه کردن. (تاج المصادر). لای انداختن در چاه.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احماء
شماره: 20164
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
قرق کردن . ممنوع کردن.
||
قرق یافتن جائی را.
||
حمایت کردن.
||
نگهداری کردن از چیزی حرام.
||
گرم کردن، چنانکه آهن را در آتش.
||
گرم و سوزان گردانیدن. (منتهی الارب).
||
لوش در چاه کردن. (تاج المصادر). لای انداختن در چاه.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
20164
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری