معنی و تعریف
[ اَ حَ م م ] (ع ص) تیر ناتراشیدهٔ
پیکان نانهاده. || سیاه. (منتهی الارب)
(تاج المصادر). || مرد سیاه دندان.
(مهذب الاسماء). || اسب سیاه. (مهذب
الاسماء). || سپید. (از لغات اضداد
است). || کُمَیت اَحمّ؛ آن که رنگ حُمَّه
دارد. (منتهی الارب). ج، حُمّ.