معنی و تعریف
[ اُ ] (اِخ) نام طایفه ای که از ۱۲۲۶ تا ۱۴۲۸ م. بر دشت قبچاق شرقی یعنی جانب مغرب سیراردو تسلط داشته اند، مقابل گوگ [ کبود ]اردو که نام قسمت دست چپ قبائل مطیع باتو بود. قبایل آق اردو همیشه بر طوائف گوگ اردو چیره بودند و گاهی نیز بر سایر شعب متمدن خاندان باتو در دورهٔ ضعف آنان دست اندازی می کردند. در این قبیله ریاست از پدر بپسر ارث میرسیده است. یکی از رؤسای آق اردو موسوم به کوچی، تا نواحی غزنه و بامیان را نیز متصرف شده و اوروس خان نخستین خان این خاندان چند کرت سپاه امیرتیمور را شکست داده است. در زمان توقتمش نفاق دیرینهٔ قبایل آق اردو با گوگ اردو از میان برخاست و این دو طائفه در تحت لواء توقتمش یکی شده بروسیه لشکر کشیده و مسکو را مسخّر کرده و امر بغارت داده اند.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آق اردو
شماره: 2014
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ ] (اِخ) نام طایفه ای که از ۱۲۲۶ تا ۱۴۲۸ م. بر دشت قبچاق شرقی یعنی جانب مغرب سیراردو تسلط داشته اند، مقابل گوگ [ کبود ]اردو که نام قسمت دست چپ قبائل مطیع باتو بود. قبایل آق اردو همیشه بر طوائف گوگ اردو چیره بودند و گاهی نیز بر سایر شعب متمدن خاندان باتو در دورهٔ ضعف آنان دست اندازی می کردند. در این قبیله ریاست از پدر بپسر ارث میرسیده است. یکی از رؤسای آق اردو موسوم به کوچی، تا نواحی غزنه و بامیان را نیز متصرف شده و اوروس خان نخستین خان این خاندان چند کرت سپاه امیرتیمور را شکست داده است. در زمان توقتمش نفاق دیرینهٔ قبایل آق اردو با گوگ اردو از میان برخاست و این دو طائفه در تحت لواء توقتمش یکی شده بروسیه لشکر کشیده و مسکو را مسخّر کرده و امر بغارت داده اند.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2014
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی