مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احلاف
20134
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
سوگند دادن. (تاج المصادر) (منتهی الارب).
||
احلاف غلام؛ تجاوز کردن او ایّام نزدیکی بلوغ را.
||
اِحلاف حلفاء؛ رسیده گردیدن دوخ.
||
مااَحلف لسانه؛ چه تیز و فصیح است زبان او. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احلاف
شماره: 20134
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
سوگند دادن. (تاج المصادر) (منتهی الارب).
||
احلاف غلام؛ تجاوز کردن او ایّام نزدیکی بلوغ را.
||
اِحلاف حلفاء؛ رسیده گردیدن دوخ.
||
مااَحلف لسانه؛ چه تیز و فصیح است زبان او. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
20134
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری