معنی و تعریف
[ بِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بزاق. بصاق. خیو. تفو. خدو. - امثال:
آب دهان برای چیزی رفتن؛ خواهان و آرزومند آن بودن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب دهان
شماره: 202
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بزاق. بصاق. خیو. تفو. خدو. - امثال:
آب دهان برای چیزی رفتن؛ خواهان و آرزومند آن بودن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
202
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی